بزرگ ترین اشتباه انیشتین!

مقدمه بخش اعظمی از پیشرفت های علمی امروز بشر مدیون انسان هایی نابغه بوده است که با نظریات خود دریچه ای جدید در عرصه علم و فناوری گشوده اند. نیوتون، گالیله، انیشتین، هایزنبرگ، هاوکینگ و ابوعلی سینا تعدادی از این مشاهیر هستند که برخی از نظریات آن ها پس از گذشت سال ها هنوز مورد استفاده قرار می گیرد. با این حال حتی این نوابغ نیز از اشتباه مصون نبوده و گاه نظریات اشتباهی مطرح کرده اند که با گذشت زمان آن را اصلاح کرده اند....

پژوهش های علمی بر اساس روابط بین پدیده های طبیعی و تبدیل آن ها به نظریات و فرمول های تئوری به دست می آیند. اگر بتوانیم تمامی این فرمول ها و نظریات را با آزمایش به اثبات برسانیم، می توانیم ادعا کنیم که این نظریه صحیح بوده است.

در این میان ممکن است برخی از این نظریه ها با تحقیقات بیشتر به تکامل برسند و یا برخی دیگر با تکامل علم بشریت و انجام دقیق تر آزمایش ها رد شوند. آلبرت انیشتین که بدون شک یکی از بزرگترین فیزیکدانان در تمامی اعصار تاریخ محسوب می شود، در طول مدت زندگی علمی خود اشتباهات بزرگی مرتکب شده که بعدها خود به آن اعتراف کرده است. در این مقاله با دو تا از بزرگترین اشتباهات این نابغه تاریخ علم که بر پیشرفت روند علمی بشر تاثیرگذار بوده، اشاره می کنیم.

آلبرت انیشتین، نابغه علم فیزیک

اولین اشتباه: به وجود آمدن جهان را باور نمی کنم!

در ابتدای قرن بیستم میلادی، مردم این واقعیت را پذیرفته بودند که ما در جهانی ساکن زندگی می کنیم که حرکت آسمان و اجرام درون آن وجود ندارد. این باور بر اساس نظریات ارسطو شکل گرفته بود که ادعا می کرد که آسمان بر خلاف زمین تغییر ناپذیر است و پایدار خواهد بود.

انیشتین که در سال 1916 تئوری نسبیت خود را کامل کرده بود، ادعا می کرد که فضا و زمان کمیت هایی مطلق و تغییر ناپذیر نیستند و تحت تاثیر ماده می توانند منعطف و متغیر باشند. نتایج این تئوری نشان می داد که ما در جهانی بی ثبات زندگی می کنیم که به مرور زمان تکامل می یابد.

با این حال، وی یک سال پس از مطرح کردن این تئوری، در مقاله ای اعلام کرد تئوری نسبیت عام می تواند مدلی سازگار از یک جهان ایستا را ارائه دهد. به همین منظور، وی در معادلاتش یک ثابت کیهان شناختی اضافه کرد که جهان را وارد حالت فریز می کرد.

اما در سال 1929 به ناگهان همه چیز تغییر کرد. ادوین هابل نشان داد که جهان در حال بسط یافتن است این برخلاف چیزی بود که انیشتین در نظریه خود مطرح کرده بود. بسیاری از فیزیک دانان نظر وی را پذیرفتند و ثابت شد که این، بزرگ ترین اشتباه انیشتین در طول زندگی اش به گفته خود او بوده است!

اشتباه انیشتین: باور نداشتن خلق جهان

اشتباه دوم: خدا برای اداره جهان تاس نمی ریزد!

مکانیک کوانتوم در خصوص بررسی قوانین فیزیک در ابعادی بسیار کوچک است. این شاخه از علم فیزیک تقریبا همزمان با نظریه نسبیت عام توسعه یافت که انیشتین نقشی برجسته در توسعه این علم داشت. وی اثر فوتوالکتریک را نتیجه برخورد بین الکترون‌ها و فوتون‌ها توصیف کرد و اعلام کرد که نور به صورت جریانی از ذرات عمل می کند. این بر خلاف نظریه ای بود که قبلا مطرح شده بود و در آن نور را به صورت موج تعریف می کرد.

اما دیگر اشتباه انیشتین این بود که مبانی نظریات مکانیک کوانتوم را قبول نداشت که بر پایه احتمالات توسعه یافته بود. بر اساس نظر انیشتین، جهان جهان ذرات در قید و بند روابط همانند فیزیک کلاسیک بود. بازتاب آن را در جمله نمادینش می‌توان دید که گفت: «خدا برای اداره جهان تاس نمی‌ریزد». او تصور می‌کرد که متغیرهای پنهانی فراتر از حجم، شتاب و گرانش وجود دارد که باید کشف می شد. اما آزمایش هایی که پس از این ماجرا انجام شد، این نظریه را تایید نمی کردند.

در عمل، تصادفی بودن و احتمالات به معنای بی نظمی کامل نیست و با توجه به اصل عدم قطعیت هایزنبرگ می توانیم این موضوع را مشاهده کنیم. می توان گفت که یک الکترون به تنهایی آزاد است و حرکت آن غیر قابل پیش بینی است. اما موضوع درباره جریانی از الکترون ها کاملا متفاوت است و مجموعه آن ها هنگام حرکت الگوهایی تاریک و روشن از خود به نمایش می‌گذارند که می توان آن ها را محاسبه کرد.

اصل عدم قطعیت هایزنبرگ

جای تعجب نیست اگر بگوییم که هنوز عالمی دیگر از واقعیات را داریم که اطلاعات درستی درباره آن کسب نکرده ایم. عالمی به نام عدم قطعیت و تصادفی بودن! اما باید بپذیریم که بدون پذیرش اصل عدم قطعیت، تنها غرایز ما خواهند بود که ما را هدایت خواهند کرد. همه کارها مطابق طبق نوعی جبر پیش خواهند رفت و هیچ خطایی در عالم رخ نخواهد داد. اما در عمل با چیزی غیر از این مواجه هستیم که همان عالمی دیگر از واقعیت است که عدم قطعیت و تصادفی بودن را در آن آشکار می سازد.

انیشتین یک فیزیکدان نابغه و نمونه ای از انسان خلاق بود. اما با این حال او نیز گاهی تعصباتی نابه جا و کله شقی هایی داشت که با گذشت زمان آن ها را اصلاح کرد. می توانیم بگوییم که اشتباه انیشتین در این بود که تصور می کرد ذهن انسان باید هر آن چه که در جهان می گذرد را بتواند درک و محاسبه کند اما هایزنبرگ نشان داد که فیزیک می تواند واکنش های رخ داده را در شرایطی خاص محاسبه کند.

تئوری کوانتوم به ما ثابت می کند که قادر به درک تمامی پدیده های طبیعت نخواهیم بود. اما اما در عوض تصادفی بودن، همان قدر که برایمان مبهم و نا تصادفی بودنی را برایمان به ارمغان می‌آورد که همانقدر که خطرناک و ناامیدکننده است، مزیت هم دارد.

منبع

www.theconversation.com

آیا مقاله برای شما مفید بود ؟
5/
3.39
0 نظر ثبت شده

مطالب مرتبط

دیدگاه کاربران